یكی همیشه و همه جا بوم بزرگ نقاشی همراهش است، دیگری حتی وقتی به مهمانی فامیل دورشان هم دعوت می شود كنترباس را با خود می برد، اما تا شخصی از او می خواهد ساز بزند با هزار و یك بهانه از زیر این كار شانه خالی می كند، آن یكی آنقدر سبیل خود را شبیه سالوادور دالی درست كرده كه برای لحظاتی تصور می كنید این نقاش فراواقعگرا دوباره زنده شده است و در خیابان های شهر قدم می زند، بعضی هایشان هم آنقدر كلمات قلمبه سلمبه كتاب های درسی خود را در گفت وگوهای روزمره به كار می گیرند كه آرزو می كنید برای لحظاتی هم كه شده كر بودید.
حتما شما هم تا به حال با این تیپ آدم ها برخورد كرده اید، افرادی كه خیلی دوست دارند همرنگ جماعت نباشند. آنها هر طور شده می خواهند با دیگران فرق كنند، آن هم تفاوتی اساسی مانند شب و روز؛ برای همین لباس های اجق وجق به تن می كنند؛ لباس هایی كه به قول معروف به تنشان گریه می كند یا این كه هزار بامبول سر خودشان در می آورند تا خاص باشند.
جالب است بدانید تعدادی از آنها به هر در و دیواری می زنند تا در یكی از رشته های هنر تحصیل كنند، و جالب تر آن كه خیلی هایشان وقتی وارد دانشگاه شدند، ترم اول را به پایان نرسانده از تحصیل انصراف می دهند یا دانشگاه عذرشان را می خواهد، اما عده ای از آنها بعد از این كه با ضرب و زور پول وارد دانشگاه شدند بهانه بیشتر برای متفاوت رفتاركردن به دست می آورند و درست همین جاست كه دیگر كسی جلودارشان نیست.
این افراد اگر در رشته موسیقی مشغول به تحصیل باشند، دست روی سازی می گذارند كه به گمان خودشان باكلاس باشد و به چشم بیاید. آنها سازهایی مانند گیتار یا كنترباس را می پسندند، هرچند كه اگر شرایط مهیا بود یا قدرت و توان جسمی اش را داشتند همیشه یك پیانو یا درامز را با خود حمل می كردند. برخی از آنها هم چند دوربین عكاسی با لنزهای متعدد به خود آویزان می كنند؛ برای این افراد هرچه لنز بزرگ تر باشد، بهتر است، چراكه به چشم می آید. اما به گفته خیلی از كارشناسان برای این كه شخصی در رشته ای پیشرفت كند و برای خودش اسم و رسمی به هم بزند یا این كه مورد احترام جامعه باشد، هیچ نیازی به متفاوت عمل كردن نیست.
علی اصغر كیهان نیا، مشاور خانواده و نویسنده در این باره می گوید: «انسان توجه می خواهد. هرچه ضعیف تر باشد و عزت نفس كمتری داشته باشد یعنی از درون برای خودش احترام قائل نباشد، نیاز دارد دیگران به او توجه كنند. برای همین برخی از این افراد متفاوت لباس می پوشند تا مورد توجه قرار بگیرند و مردم به آنها نگاه كنند.»
به گفته او، برخی ها هم نیاز به همانندسازی و الگوبرداری از افرادی دارند كه جامعه آنها را قبول دارد . برای نمونه بازیگری كه روی پرده سینما درخشیده برای این افراد می تواند الگوی مناسبی باشد. كیهان نیا ادامه می دهد: «به همین دلیل برخی ها ریش، موی سر و لباس هایشان را مانند خواننده ها یا بازیگران معروف درست می كنند.»
كیهان نیا می گوید: «در این بین هستند افرادی كه به نشانه اعتراض به مقررات جامعه، خانواده، دانشگاه یا مسئولان لباس غیرمتعارف می پوشند.»
این روان شناس در این باره كه چرا جوانان بیشتر دوست دارند مانند هنرمندان لباس بپوشند، حرف بزنند یا موی سر و رویشان را آرایش كنند، می گوید: «چون رشته هنر و هنرمند مورد احترام جامعه است، خیلی ها دوست دارند با تحصیل در این رشته یا الگوبرداری از هنرمندان احترام مردم را به دست بیاورند، برای همین است كه می بینیم خیلی ها بدون دلیل ساز یا لوازم نقاشی را با خود حمل می كنند.» این افراد با حمل این وسایل سعی می كنند به صورت غیرمستقیم خود را معرفی كنند تا احترام دیگران را به دست بیاورند.
به گفته كیهان نیا، در بین همه اقشار جامعه این ماجرا وجود دارد، حتی استاد های دانشگاه. او ادامه می دهد: «بعضی از استاد هم هستند كه كیفی كه دانشگاه به آنها داده و لوگوی دانشگاه روی آن نقش بسته است را همیشه همراه خود دارند، چراكه استاد در جامعه مورد احترام است.»
این كارشناس درباره نقش خانواده در بروز چنین رفتارهایی می گوید: «اگر خانواده در دوران كودكی به بچه خود محبت، احساس امنیت و تصویر ذهنی مثبتی بدهد و از به كار بردن صفت های ناشایستی مانند احمق و بی شعور اجتناب كند، كودك به خودباوری و استقلال رای رسیده و در نتیجه شخصیتش شكل می گیرد. به این شكل قطعا وقتی كودك به دوران جوانی و نوجوانی رسید، چنین رفتارهایی از خود نشان نمی دهد.»
علاوه بر این، كیهان نیا توصیه می كند هر انسانی باید توانمندی های مثبت خود را بنویسد و با تكرار آنها به خود تلقین كند تا عزت نفس بالایی به دست بیاورد.
گردآوری:گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه جام جم
مطالب پیشنهادی:
«گلیشفته فراهانی» و «بهروز وثوقی» هم بازی در تئاتر، هم بند در امریکا!
چهرههایی که یک عمر ما را خنداندهاند
تصاویری از «صابر ابر» در نقش یک زن روی صحنه تئاتر
پرتره «دختر چینی» از هر نقاشی دیگری بیشتر کپی شده است!
دزدان میراث پدریمان را با عشق نمیپذیریم، جناب معاون!!!
