نگاهی «دیگر» به ادبیات آمریكای لاتین
مفهوم «دیگران»، مفهومی است كه مولد جریانات فكری و به تبع آن جریانات سیاسی فراوانی بوده است. مقصود از «دیگران»، «بیگانگان»، «غریبهها» یا...، گروهی هستند كه با آنچه به نام «ما» میشناسیم، تمایز دارند و این مفاهیم در دو معنا قابل بررسی هستند. نخستین وجه تمایز، تفاوتهای زیست-محیطی، ژنتیكی، فكری و غیره هستند و دومین وجه تمایز، تفاوتهای بنیادیتر. و جالب اینجاست كه «دیگران» در فرهنگ كشورهای مختلف غالبا به معنای منفی كاربرد دارد. یعنی «دیگران» كمتر میدانند و «ما» بیشتر. «دیگران» خارج از حوزه فرهنگ و تمدن هستند و «ما» هستیم. «دیگران» به «ما» حسادت میورزند و در پی غارت دستاوردهای «ما» هستند و «ما» باید از آنها مراقبت كنیم. به این ترتیب، «دیگران» در طول تاریخ بشر گاه در هیات بربرهایی ظاهر میشوند كه نیتی جز ویرانگری و چپاول «ما» ندارند و گاه در هیبت افكار نژادپرستانهای مثل تقابلهای عجم/عرب و غیره. هر چقدر «ما» جلوتر میرویم و پیشرفت میكنیم، «دیگران» هم به پیشرفتهای غریبتری دست پیدا میكنند. نگاه كنید به ظهور «دیگران» در قالب موجوداتی فرازمینی كه از سیارات دیگر آمدهاند و اهدافی شوم دارند؛ اهدافی مثل ویران كردن زمین و قتل عام نسل بشر و همچنین دقت كنید به ظهور چنین موجوداتی در سینما و ادبیات، بهویژه در ابتدای قرن بیستم تا اواسط آن. با این تفاسیر، «ما» در طول تاریخ بشر، خود را با «دیگران» تبیین كردهایم و همواره در تلاش بودهایم با تعریف یا نفی «دیگران»، «ما» (یا بهتر است بگوییم خود) را بسازیم. این گزاره، در تاریخ ادبیات ایران نیز قابل بررسی است؛ تقابلهای عرب/عجمی و ظهور گنجینهای به نام «شاهنامه» از میان این تقابلها. دقت كنید كه ماجرا، صرفا یك ماجرای نژادپرستانه نیست، بلكه لایههای روانشناختی دارد. گاهی نیز چنان در نفی «دیگران» اغراق میكنیم كه به نظر میرسد اگر «آنها» نباشند، «ما» نیز هویت خود را از دست میدهیم. اگر «دیگران» نباشند، «ما» نمیتوانیم خود را ثابت كنیم و به اهداف خود (هر چه هست) برسیم. فارغ از اینكه این مسئله به كجاها انجامیده و چه در پی داشته، به دنبال ردپای آن در ادبیات آمریكای لاتین هستم. یعنی زمانی كه یك جریان فكری/ادبی آغاز میشود و اتفاقا آغاز آن هم ریشه در همین تقابل ما/دیگران دارد؛ یعنی آنچه به عنوان «آمریكا» میشناسیم و آنچه به عنوان «آمریكای لاتین». بهتر است بگوییم ادبیات آمریكا و ادبیات آمریكای لاتین. نتیجه اینكه در ادبیات آمریكای لاتین، نقش «دیگران» فوقالعاده برجسته است؛ چه در معنای تقابل آمریكا و آمریكای لاتین و چه در لایههای پایینتر؛ یعنی تقابل موجودات زمینی و فرازمینی؛ تقابل موجودات مرئی و نامرئی؛ موجودات واقعی و فراواقعی؛ فیزیك و متافیزیك.... پس تا اینجای كار، از رویارویی ما/دیگران در ادبیات آمریكای لاتین، دو محصول داشتیم؛ اول ظهور اندیشههای سیاسی و بعد فورانهای اساطیری. و چنانچه بخواهیم نمونههای ادبیاتی برای این پیامدها بیاوریم، میتوانیم بگوییم محصول اول، از نوع تولیداتی مثل «گرینگوی پیر» (نوشته كارلوس فوئنتس) هستند و محصول دوم، از نوع تولیداتی شبیه «صد سال تنهایی» (نوشته ماركز). با این نگاه، به نوعی طبقهبندی خواهیم رسید و میتوانیم نویسندگان بزرگ ادبیات آمریكای لاتین را ذیل هر یك از این دو طبقه بنشانیم.
آلخو كارپانتیه
«كارپانتیه» در ادبیات آمریكای لاتین یك آغاز است. آغاز جریانی كه بعدها موسوم شد به «رئالیسم جادو». همان چیزی كه ادبیات آمریكایلاتین را غالبا به آن میشناسند. هر چند نویسندگان آمریكایلاتین، گاهی فارغ از این جریان نوشتهاند اما ظهور كسانی مثل «ماركز» این جریان را پررنگتر كرد و آن را به سراسر ادبیات این مرز و بوم تعمیم داد. «كارپانتیه»كوبایی آثار فراوانی نوشته است كه جز معدودی در ایران ترجمه و منتشر نشده است كه از جمله آنها میتوان به «انفجار در كلیسای جامع» اشاره كرد. او یكی از آغازگران است؛ یكی از آغازگران ماجرای ما/دیگران.
خوان رولفو
در وجه پیامد اساطیری ماجرایی كه شرح دادیم، «رولفو» نقش برجستهای دارد؛ با آثاری مثل «دشت سوزان» و از آن مهمتر «پدرو پارامو». «رولفو» گرچه آثار چندانی خلق نكرد اما تأثیر فوقالعادهای بر جریان رئالیسم جادو داشت. او بعد از انتشار دو اثر نامبرده، عملا داستاننویسی را کنار گذاشت اما همچنان یكی از چهرههای مطرح مكزیك باقی ماند. «رولفو» در سال ۱۹۴۴ مجله ادبی «پان»را پایهگذاری کرد و بعدها با همکاری «کارلوس فوئنتس» و «گابریل گارسیامارکز» یکی از بهترین فیلمنامههایش به نام «ال گالدورو» را نوشت که فیلمی از آن در سال ۱۹۶۴ ساخته شد.
خورخه لوئیس بورخس
«بورخس» از جمله چهرههای شاخص در ادبیات آمریكای لاتین است. كسی كه تمامی نویسندگان آمریكای لاتین و نویسندگان جهان از او به بزرگی یاد میكنند و عظمت دستاوردهای داستانی او را میستایند. «بورخس» اندكنویس بود اما این اندك، چندان بزرگ بود كه نام او را در فهرست نویسندگان بزرگ جهان ثبت كرده است. «كتابخانه بابل»، «هزارتوها» و... از جمله آثاری هستند كه از این نویسنده در ایران ترجمه و منتشر شدهاند. او را میتوان در طبقهبندی شماره دوم قرار داد.
گابریل گارسیا ماركز
ثبات و تعمیق جریان رئالیسم جادو به «ماركز» بازمیگردد. او در خاطراتش زمانی از تقلید از «كافكا» مینویسد؛ زمانی كه «مسخ» را خوانده بود و بهشدت تحت تاثیر قرار گرفته بود. در خلوت داستانی نوشته بود درباره موجودی شبیه هزارپا كه در مترو كلمبیا ظاهر میشود و مثل باقی مردم سوار میشود و قصد رسیدن به مقصد دارد.... این داستان بهقول خود نویسنده، یكی از مضحكترین داستانهایی بود كه نوشت اما بنیان «صد سال تنهایی» بود و همچنین بنیان آنچه به نام فورانهای اساطیری از آن نام بردیم.
ماریو بارگاس یوسا
اگر بخواهیم آثار «یوسا» را از دریچه ما/دیگران بررسی كنیم، بهترین مثال رمان «جنگآخرالزمان» است. ماجرا از این قرار است كه گروهی از تمدن كناره گرفتهاند و در صدد ایجاد شرایطی هستند كه خارج از زندگی عرف است. دولت نیز این زندگی نوین (یا بهتر است بگوییم به زعم خودش بربرگونه) را تاب نمیآورد و این گروه را نابود میكند. در رمان «مرگ در آند» نیز ماجرا به همین شكل پیش میرود. هرچند ارجاعات سیاسی در آثار «یوسا» فراوان است اما به یاد داشته باشید این ارجاعات نیز (از یك منظر) محصول تقابلی است كه شرح دادیم. همچنین نگاه كنید به آثاری چون «سور بز»، «زندگی واقعی آلخاندرو مایتا» و «گفتوگو در كاتادرال» از همین منظر.
كارلوس فوئنتس
و اما «فوئنتس»... او محصول تقابلهای ما/دیگران در تمام وجوه است و در اكثر آثارش هم به لایههای روانشناختی/اساطیری نظر دارد و هم به پیامدهای سیاسی. درست است كه داستان بلند «آئورا» بیشتر به جریان رئالیسم جادو نزدیك میشود و رمان «لائورادیاس» بیشتر رمانی تاریخچهمانند به نظر میآید، اما رمانهای «پوستانداختن»، «سَرِ هیدرا» و «خویشاوندان دور»، آثاری بینابین هستند. درباره رمان «گرینگوی پیر» نیز ماجرا به همین شكل است. «گرینگو» به كسی گفته میشود كه اهل مكزیك و بهتبع آن آمریكای لاتین نیست و در معنای لغوی به معنی «غریبه» است. به همین جهت میتوان آن را نمادی دانست از تقابلهایی كه ذكرش رفت.
مفهوم «دیگران»، مفهومی است كه مولد جریانات فكری و به تبع آن جریانات سیاسی فراوانی بوده است. مقصود از «دیگران»، «بیگانگان»، «غریبهها» یا...، گروهی هستند كه با آنچه به نام «ما» میشناسیم، تمایز دارند و این مفاهیم در دو معنا قابل بررسی هستند. نخستین وجه تمایز، تفاوتهای زیست-محیطی، ژنتیكی، فكری و غیره هستند و دومین وجه تمایز، تفاوتهای بنیادیتر. و جالب اینجاست كه «دیگران» در فرهنگ كشورهای مختلف غالبا به معنای منفی كاربرد دارد. یعنی «دیگران» كمتر میدانند و «ما» بیشتر. «دیگران» خارج از حوزه فرهنگ و تمدن هستند و «ما» هستیم. «دیگران» به «ما» حسادت میورزند و در پی غارت دستاوردهای «ما» هستند و «ما» باید از آنها مراقبت كنیم. به این ترتیب، «دیگران» در طول تاریخ بشر گاه در هیات بربرهایی ظاهر میشوند كه نیتی جز ویرانگری و چپاول «ما» ندارند و گاه در هیبت افكار نژادپرستانهای مثل تقابلهای عجم/عرب و غیره. هر چقدر «ما» جلوتر میرویم و پیشرفت میكنیم، «دیگران» هم به پیشرفتهای غریبتری دست پیدا میكنند. نگاه كنید به ظهور «دیگران» در قالب موجوداتی فرازمینی كه از سیارات دیگر آمدهاند و اهدافی شوم دارند؛ اهدافی مثل ویران كردن زمین و قتل عام نسل بشر و همچنین دقت كنید به ظهور چنین موجوداتی در سینما و ادبیات، بهویژه در ابتدای قرن بیستم تا اواسط آن. با این تفاسیر، «ما» در طول تاریخ بشر، خود را با «دیگران» تبیین كردهایم و همواره در تلاش بودهایم با تعریف یا نفی «دیگران»، «ما» (یا بهتر است بگوییم خود) را بسازیم. این گزاره، در تاریخ ادبیات ایران نیز قابل بررسی است؛ تقابلهای عرب/عجمی و ظهور گنجینهای به نام «شاهنامه» از میان این تقابلها. دقت كنید كه ماجرا، صرفا یك ماجرای نژادپرستانه نیست، بلكه لایههای روانشناختی دارد. گاهی نیز چنان در نفی «دیگران» اغراق میكنیم كه به نظر میرسد اگر «آنها» نباشند، «ما» نیز هویت خود را از دست میدهیم. اگر «دیگران» نباشند، «ما» نمیتوانیم خود را ثابت كنیم و به اهداف خود (هر چه هست) برسیم. فارغ از اینكه این مسئله به كجاها انجامیده و چه در پی داشته، به دنبال ردپای آن در ادبیات آمریكای لاتین هستم. یعنی زمانی كه یك جریان فكری/ادبی آغاز میشود و اتفاقا آغاز آن هم ریشه در همین تقابل ما/دیگران دارد؛ یعنی آنچه به عنوان «آمریكا» میشناسیم و آنچه به عنوان «آمریكای لاتین». بهتر است بگوییم ادبیات آمریكا و ادبیات آمریكای لاتین. نتیجه اینكه در ادبیات آمریكای لاتین، نقش «دیگران» فوقالعاده برجسته است؛ چه در معنای تقابل آمریكا و آمریكای لاتین و چه در لایههای پایینتر؛ یعنی تقابل موجودات زمینی و فرازمینی؛ تقابل موجودات مرئی و نامرئی؛ موجودات واقعی و فراواقعی؛ فیزیك و متافیزیك.... پس تا اینجای كار، از رویارویی ما/دیگران در ادبیات آمریكای لاتین، دو محصول داشتیم؛ اول ظهور اندیشههای سیاسی و بعد فورانهای اساطیری. و چنانچه بخواهیم نمونههای ادبیاتی برای این پیامدها بیاوریم، میتوانیم بگوییم محصول اول، از نوع تولیداتی مثل «گرینگوی پیر» (نوشته كارلوس فوئنتس) هستند و محصول دوم، از نوع تولیداتی شبیه «صد سال تنهایی» (نوشته ماركز). با این نگاه، به نوعی طبقهبندی خواهیم رسید و میتوانیم نویسندگان بزرگ ادبیات آمریكای لاتین را ذیل هر یك از این دو طبقه بنشانیم.
آلخو كارپانتیه
«كارپانتیه» در ادبیات آمریكای لاتین یك آغاز است. آغاز جریانی كه بعدها موسوم شد به «رئالیسم جادو». همان چیزی كه ادبیات آمریكایلاتین را غالبا به آن میشناسند. هر چند نویسندگان آمریكایلاتین، گاهی فارغ از این جریان نوشتهاند اما ظهور كسانی مثل «ماركز» این جریان را پررنگتر كرد و آن را به سراسر ادبیات این مرز و بوم تعمیم داد. «كارپانتیه»كوبایی آثار فراوانی نوشته است كه جز معدودی در ایران ترجمه و منتشر نشده است كه از جمله آنها میتوان به «انفجار در كلیسای جامع» اشاره كرد. او یكی از آغازگران است؛ یكی از آغازگران ماجرای ما/دیگران.
خوان رولفو
در وجه پیامد اساطیری ماجرایی كه شرح دادیم، «رولفو» نقش برجستهای دارد؛ با آثاری مثل «دشت سوزان» و از آن مهمتر «پدرو پارامو». «رولفو» گرچه آثار چندانی خلق نكرد اما تأثیر فوقالعادهای بر جریان رئالیسم جادو داشت. او بعد از انتشار دو اثر نامبرده، عملا داستاننویسی را کنار گذاشت اما همچنان یكی از چهرههای مطرح مكزیك باقی ماند. «رولفو» در سال ۱۹۴۴ مجله ادبی «پان»را پایهگذاری کرد و بعدها با همکاری «کارلوس فوئنتس» و «گابریل گارسیامارکز» یکی از بهترین فیلمنامههایش به نام «ال گالدورو» را نوشت که فیلمی از آن در سال ۱۹۶۴ ساخته شد.
خورخه لوئیس بورخس
«بورخس» از جمله چهرههای شاخص در ادبیات آمریكای لاتین است. كسی كه تمامی نویسندگان آمریكای لاتین و نویسندگان جهان از او به بزرگی یاد میكنند و عظمت دستاوردهای داستانی او را میستایند. «بورخس» اندكنویس بود اما این اندك، چندان بزرگ بود كه نام او را در فهرست نویسندگان بزرگ جهان ثبت كرده است. «كتابخانه بابل»، «هزارتوها» و... از جمله آثاری هستند كه از این نویسنده در ایران ترجمه و منتشر شدهاند. او را میتوان در طبقهبندی شماره دوم قرار داد.
گابریل گارسیا ماركز
ثبات و تعمیق جریان رئالیسم جادو به «ماركز» بازمیگردد. او در خاطراتش زمانی از تقلید از «كافكا» مینویسد؛ زمانی كه «مسخ» را خوانده بود و بهشدت تحت تاثیر قرار گرفته بود. در خلوت داستانی نوشته بود درباره موجودی شبیه هزارپا كه در مترو كلمبیا ظاهر میشود و مثل باقی مردم سوار میشود و قصد رسیدن به مقصد دارد.... این داستان بهقول خود نویسنده، یكی از مضحكترین داستانهایی بود كه نوشت اما بنیان «صد سال تنهایی» بود و همچنین بنیان آنچه به نام فورانهای اساطیری از آن نام بردیم.
ماریو بارگاس یوسا
اگر بخواهیم آثار «یوسا» را از دریچه ما/دیگران بررسی كنیم، بهترین مثال رمان «جنگآخرالزمان» است. ماجرا از این قرار است كه گروهی از تمدن كناره گرفتهاند و در صدد ایجاد شرایطی هستند كه خارج از زندگی عرف است. دولت نیز این زندگی نوین (یا بهتر است بگوییم به زعم خودش بربرگونه) را تاب نمیآورد و این گروه را نابود میكند. در رمان «مرگ در آند» نیز ماجرا به همین شكل پیش میرود. هرچند ارجاعات سیاسی در آثار «یوسا» فراوان است اما به یاد داشته باشید این ارجاعات نیز (از یك منظر) محصول تقابلی است كه شرح دادیم. همچنین نگاه كنید به آثاری چون «سور بز»، «زندگی واقعی آلخاندرو مایتا» و «گفتوگو در كاتادرال» از همین منظر.
كارلوس فوئنتس
و اما «فوئنتس»... او محصول تقابلهای ما/دیگران در تمام وجوه است و در اكثر آثارش هم به لایههای روانشناختی/اساطیری نظر دارد و هم به پیامدهای سیاسی. درست است كه داستان بلند «آئورا» بیشتر به جریان رئالیسم جادو نزدیك میشود و رمان «لائورادیاس» بیشتر رمانی تاریخچهمانند به نظر میآید، اما رمانهای «پوستانداختن»، «سَرِ هیدرا» و «خویشاوندان دور»، آثاری بینابین هستند. درباره رمان «گرینگوی پیر» نیز ماجرا به همین شكل است. «گرینگو» به كسی گفته میشود كه اهل مكزیك و بهتبع آن آمریكای لاتین نیست و در معنای لغوی به معنی «غریبه» است. به همین جهت میتوان آن را نمادی دانست از تقابلهایی كه ذكرش رفت.
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
ماجرای دعوای مارکز و یوسا را اینجا بخوانید! (+عکس)
کتابخانهی خصوصی هیتلر
ارزش ادبی شکسپیر
نگاهی به دنیای داستانی هاروكی موراكامی
با مهم ترین کتابهای شش ماه اول سال 2010 آشنا شویم
مطالب پیشنهادی:
ماجرای دعوای مارکز و یوسا را اینجا بخوانید! (+عکس)
کتابخانهی خصوصی هیتلر
ارزش ادبی شکسپیر
نگاهی به دنیای داستانی هاروكی موراكامی
با مهم ترین کتابهای شش ماه اول سال 2010 آشنا شویم
