«نگاهم کن زائر!
زمان درازی نگاهم کن
تا برای تو جالب شوم»1
در شعر بالازاویه دید، سنگ قبر است. در این شعر مرده از زائری که به دیدارش آمده می خواهد زمان درازی با تامل نگاهش کند تا برایش جالب شود. انتخاب نظرگاه یک سنگ قبر به جای انسان، دیدی تازه و ناآشنا به شعر می دهد، ناآشنایی روشی است که شاعر به کار می گیرد تا جهان را به چشم مخاطبان بیگانه بنمایاند. این ناآشنایی یا آشنایی زدایی در عرصه شعر خود را به صورت تکنیک استفاده از زبان نشان می دهد. به نظر فرمالیست ها، زبان ادبی متفاوت از زبان روزمره است، زبان ادبی، زبانی است که برخلاف زبان روزمره نیازمند تاویل و تفسیر است.
«وقتی که فرار کرد/ رسم در دایره کرد/ در دایره رسم/ رسم برگشتن/ و گشتن/ تا شکل فرار/ گم در رسم شود»2
کلمه ها در این شعر یدالله رویایی آشنا به نظر می رسند اما زبان ناآشناست. خواننده نمی تواند دریابد مقصود شاعر چیست بنابراین شعر به مثابه یک متن موضوع اندیشه و نیازمند تاویل و تفسیر می شود. استفاده از زبان ناآشنا از نظر اینگونه شاعران باعث آن می شود که خواننده خود را غریب بیابد و از عادت مالوف خود برای درک مضامین شعری دور شود. در واقع مواجه با شوک می شود.
رویایی شوک را باعث التفات دوباره خواننده به متن می داند و در این باره می گوید: «خواننده های من معتاد فعالیت های هوش خودشانند و شعر من اگر هوشیاری های پنهان آنان را به کار نگیرد و ذهنشان را دعوت به فعالیت تازه ای نکند، التفات تازه ای به شعر من نمی کنند.»3 برای شوک در شعر حجمی، زبان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به یک تعبیر ایجاد و کاربرد زبان در شعر حجم خود هدفی نهایی به شمار می آید. رویایی اساسا شعر را یک هنر زبانی می داند و خود به دنبال آن می رود که به شخص زبانی برسد «روزها و شب ها... تلاش کرده ام تا زبان فارسی را بهتر بشناسم تا بتوانم در شعر تظاهر تازه ای به آنها بدهم، چه بسا در شعرهایم خطر کرده ام تا بتوانم در نظام های صوتی، عناصر آوایی و در ساختمان دستوری زبان رخنه کنم... از اندیشه ای که بر سر یک حرف اضافه مثلا«از» مصرف کرده ام تا کشف استعمال تازه ای از یک قید.»4 اینها، آن تلاش هایی است که رویایی می کند تا به زبان خاص خود که زبانی آشنایی زدایی شده است، برسد.
«من دوست دارم از تو بگویم را
ای جلوه ای از به آرامی»5
«به آرامی» در شعر بالاقید است اما به عنوان اسم و در معنای آرامش به کار گرفته شده است. تصوری که رویایی در شعر دارد به نوعی ماجراجویی در زبان منتهی می شود، او این ماجراجویی را دینامیزم زبان نام می نهد و شاعر را نیازمند استفاده از آن می داند. با این توجه به زبان به تدریج «زبان» حیاتی مستقل می یابد، به این معنا که دیگر نه تنها تحت تاثیر مصرف کنندگانش نیست بلکه زندگی آنان را کاملاتحت تاثیر خود قرار می دهد «آنقدر من با کلمه کار کرده ام که دیگر کلمه برای من، زندگی شده است و گوشت وپوست من شده است و خود این زبان من که توی دهانم است کلمه است و آنچه که به عنوان کلمه از زبان من جاری می شود چیزی جز تن من نیست و از این بابت هم خوشحالم.»6
زبان در شعر حجمی رویایی به تدریج از ماهیت خود دور می شود و به تعبیر شاعر تبدیل به «تن» او می شود اما نه آنکه تحت الشعاع «تن» قرار گیرد بلکه «تن» را تحت الشعاع خود قرار می دهد، به عبارت دیگر تنش میان شعر و تن و هنر و زندگی کاهش می یابد و تنها یک طرف ماجرا یعنی همان بخش ابژه شده، یا چیز شده یعنی زبان رشد می کند و شعر به فرم و زبان محض فروکاسته می شود، در اینجا شعر از اینکه «عمیق تر» شود پرهیز می کند. در این ماجراجویی زبان یا به تعبیر رویایی «زندگی در زبان»، عملاآنچه انکار می شود و دون شان هنر دانسته می شود همانا جریان سیال و خلاق زندگی است.
رویایی در اشاره به شعر حجمی خود می گوید: «عبور از بعدهای سه گانه از حجم های ذهنی، شعر او را نو می کند و خود او را. به همین جهت این شاعران به ندرت زیر جذبه ایدئولوژی ها و سازمان های سیاسی قرار می گیرند و شعرشان پیش از آنکه متعهد شود متعهد می کند و چون تکنیک عبور و پرش از سه بعد را می شناسد، هر بار به نوعی و با ترکیب تازه ای از همان سه بعد عبور می کند.»7
تعهد به شعر یا به تعبیر رویایی «متعهدشدن به شعر» با در نظرگرفتن حیاتی مستقل برای آن ممکن می شود زیرا همه چیز تحت الشعاع شعر قرار می گیرد. در این تعهد به شعر آنچه دون شان هنر دانسته می شود همانا زندگی است که به ناگزیر کنار گذاشته می شود. رویایی اگرچه خود را متعهد به شعر می داند و ظاهرا در مقابل «شعر متعهد» قرار می گیرد، اما او با تعهد به شعر و به طور کلی هنر، همان کاری را می کند که شعر متعهد انجام می دهد با این تفاوت که در شعر متعهد این شعر است که حیات مستقل خود را از دست می دهد و به نفع زندگی در آن حل می شود. در این «حیات های مستقل» آنچه فی الواقع پنهان می شود همانا تنش پایان ناپذیر میان هنر و زندگی است. واقعیت آن است که اثر هنری و در اینجا شعر هیچ نمی تواند خود را از ابهامات، وقایع، فجایع و حتی مضحکه های زندگی دور نگه دارد، همچنان که زندگی برای بازآفرینی خود به سویه های شوک آور و آزادکننده شعر نیاز دارد تا خود را اعتلابخشد.
پانوشت ها:
* شعر حجمی در 1348 با انتشار بیانیه ای اعلام موجودیت کرد و یدالله رویایی از مهم ترین شاعران شعر حجمی است.
1) 70 سنگ قبر، رویایی، ص 23
2، 5) مجموعه اشعار رویایی، صص 557، 299
3، 4) گزینه، اشعار رویایی، صص 49 و 18
6) مسایل شعر، تابستان 56، رویایی
7) عبارت از چیست؟ رویایی، محمدحسن مدل، ص 227
تا برای تو جالب شوم»1
در شعر بالازاویه دید، سنگ قبر است. در این شعر مرده از زائری که به دیدارش آمده می خواهد زمان درازی با تامل نگاهش کند تا برایش جالب شود. انتخاب نظرگاه یک سنگ قبر به جای انسان، دیدی تازه و ناآشنا به شعر می دهد، ناآشنایی روشی است که شاعر به کار می گیرد تا جهان را به چشم مخاطبان بیگانه بنمایاند. این ناآشنایی یا آشنایی زدایی در عرصه شعر خود را به صورت تکنیک استفاده از زبان نشان می دهد. به نظر فرمالیست ها، زبان ادبی متفاوت از زبان روزمره است، زبان ادبی، زبانی است که برخلاف زبان روزمره نیازمند تاویل و تفسیر است.
«وقتی که فرار کرد/ رسم در دایره کرد/ در دایره رسم/ رسم برگشتن/ و گشتن/ تا شکل فرار/ گم در رسم شود»2
کلمه ها در این شعر یدالله رویایی آشنا به نظر می رسند اما زبان ناآشناست. خواننده نمی تواند دریابد مقصود شاعر چیست بنابراین شعر به مثابه یک متن موضوع اندیشه و نیازمند تاویل و تفسیر می شود. استفاده از زبان ناآشنا از نظر اینگونه شاعران باعث آن می شود که خواننده خود را غریب بیابد و از عادت مالوف خود برای درک مضامین شعری دور شود. در واقع مواجه با شوک می شود.
رویایی شوک را باعث التفات دوباره خواننده به متن می داند و در این باره می گوید: «خواننده های من معتاد فعالیت های هوش خودشانند و شعر من اگر هوشیاری های پنهان آنان را به کار نگیرد و ذهنشان را دعوت به فعالیت تازه ای نکند، التفات تازه ای به شعر من نمی کنند.»3 برای شوک در شعر حجمی، زبان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به یک تعبیر ایجاد و کاربرد زبان در شعر حجم خود هدفی نهایی به شمار می آید. رویایی اساسا شعر را یک هنر زبانی می داند و خود به دنبال آن می رود که به شخص زبانی برسد «روزها و شب ها... تلاش کرده ام تا زبان فارسی را بهتر بشناسم تا بتوانم در شعر تظاهر تازه ای به آنها بدهم، چه بسا در شعرهایم خطر کرده ام تا بتوانم در نظام های صوتی، عناصر آوایی و در ساختمان دستوری زبان رخنه کنم... از اندیشه ای که بر سر یک حرف اضافه مثلا«از» مصرف کرده ام تا کشف استعمال تازه ای از یک قید.»4 اینها، آن تلاش هایی است که رویایی می کند تا به زبان خاص خود که زبانی آشنایی زدایی شده است، برسد.
«من دوست دارم از تو بگویم را
ای جلوه ای از به آرامی»5
«به آرامی» در شعر بالاقید است اما به عنوان اسم و در معنای آرامش به کار گرفته شده است. تصوری که رویایی در شعر دارد به نوعی ماجراجویی در زبان منتهی می شود، او این ماجراجویی را دینامیزم زبان نام می نهد و شاعر را نیازمند استفاده از آن می داند. با این توجه به زبان به تدریج «زبان» حیاتی مستقل می یابد، به این معنا که دیگر نه تنها تحت تاثیر مصرف کنندگانش نیست بلکه زندگی آنان را کاملاتحت تاثیر خود قرار می دهد «آنقدر من با کلمه کار کرده ام که دیگر کلمه برای من، زندگی شده است و گوشت وپوست من شده است و خود این زبان من که توی دهانم است کلمه است و آنچه که به عنوان کلمه از زبان من جاری می شود چیزی جز تن من نیست و از این بابت هم خوشحالم.»6
زبان در شعر حجمی رویایی به تدریج از ماهیت خود دور می شود و به تعبیر شاعر تبدیل به «تن» او می شود اما نه آنکه تحت الشعاع «تن» قرار گیرد بلکه «تن» را تحت الشعاع خود قرار می دهد، به عبارت دیگر تنش میان شعر و تن و هنر و زندگی کاهش می یابد و تنها یک طرف ماجرا یعنی همان بخش ابژه شده، یا چیز شده یعنی زبان رشد می کند و شعر به فرم و زبان محض فروکاسته می شود، در اینجا شعر از اینکه «عمیق تر» شود پرهیز می کند. در این ماجراجویی زبان یا به تعبیر رویایی «زندگی در زبان»، عملاآنچه انکار می شود و دون شان هنر دانسته می شود همانا جریان سیال و خلاق زندگی است.
رویایی در اشاره به شعر حجمی خود می گوید: «عبور از بعدهای سه گانه از حجم های ذهنی، شعر او را نو می کند و خود او را. به همین جهت این شاعران به ندرت زیر جذبه ایدئولوژی ها و سازمان های سیاسی قرار می گیرند و شعرشان پیش از آنکه متعهد شود متعهد می کند و چون تکنیک عبور و پرش از سه بعد را می شناسد، هر بار به نوعی و با ترکیب تازه ای از همان سه بعد عبور می کند.»7
تعهد به شعر یا به تعبیر رویایی «متعهدشدن به شعر» با در نظرگرفتن حیاتی مستقل برای آن ممکن می شود زیرا همه چیز تحت الشعاع شعر قرار می گیرد. در این تعهد به شعر آنچه دون شان هنر دانسته می شود همانا زندگی است که به ناگزیر کنار گذاشته می شود. رویایی اگرچه خود را متعهد به شعر می داند و ظاهرا در مقابل «شعر متعهد» قرار می گیرد، اما او با تعهد به شعر و به طور کلی هنر، همان کاری را می کند که شعر متعهد انجام می دهد با این تفاوت که در شعر متعهد این شعر است که حیات مستقل خود را از دست می دهد و به نفع زندگی در آن حل می شود. در این «حیات های مستقل» آنچه فی الواقع پنهان می شود همانا تنش پایان ناپذیر میان هنر و زندگی است. واقعیت آن است که اثر هنری و در اینجا شعر هیچ نمی تواند خود را از ابهامات، وقایع، فجایع و حتی مضحکه های زندگی دور نگه دارد، همچنان که زندگی برای بازآفرینی خود به سویه های شوک آور و آزادکننده شعر نیاز دارد تا خود را اعتلابخشد.
نویسنده: نادر شهریوری (صدقی)
پانوشت ها:
* شعر حجمی در 1348 با انتشار بیانیه ای اعلام موجودیت کرد و یدالله رویایی از مهم ترین شاعران شعر حجمی است.
1) 70 سنگ قبر، رویایی، ص 23
2، 5) مجموعه اشعار رویایی، صص 557، 299
3، 4) گزینه، اشعار رویایی، صص 49 و 18
6) مسایل شعر، تابستان 56، رویایی
7) عبارت از چیست؟ رویایی، محمدحسن مدل، ص 227
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه شرق
مطالب پیشنهادی:
انتقال آموزشگاه بازیگری کامبیز دیرباز به تهران
عکسهایی دیده نشده از فیلم محمد (ص) مجید مجیدی
شقایق فراهانی: بازیگران جدید جشنواره فجر امسال را متفاوت میکنند
آنچه درباره فیلم محمد (ص) مجید مجیدی ندیده و نشنیدهاید + تصاویر
پرفورمنس آرت و ارتباط آن با هنرهای تجسمی
آنچه درباره فیلم محمد (ص) مجید مجیدی ندیده و نشنیدهاید + تصاویر
پرفورمنس آرت و ارتباط آن با هنرهای تجسمی
