به هرحال، در این همایش همه گوشها و چشمها منتظر بودند تا بشنوند و ببینند كه سازندگان ساز چه دیدگاه و برداشتی از سازهای ابداعی دارند و چه رهنمودهایی برای دیگرانی كه سازساز نیستند، ارائه خواهند كرد.
كوزاكس در كتاب سازشناسیاش نوشته: قبل از قرن19 اغلب گزارشها با اختراع اسطورهای ساز موسیقی شروع میشود؛ از آن تاریخ به بعد، اسطوره جای خود را به تاریخ داد ولی مردم كماكان دوست دارند بدانند كه كدام ساز اول به وجود آمده است زمانی كه انسان به صورت تقریبا ناآگاهانه شروع به كوبیدن پا به زمین و كوفتن دست به بدن كرد، اولین بذرهای ساز را كاشت اما محققان باید روند وجود آمدن سازهای موسیقی را تایید كنند.
شاید یكی از مهمترین بخشهای صحبت داریوش طلایی به عنوان نخستین سخنران همایش همین جملات بود. او در ادامه، برداشت خود را از نمایشگاه سازهای ابداعی چنین عنوان كرد كه در آن، نوعی بازیگوشی دیده است. در واقع باید به صداقت طلایی درود بفرستیم كه چنین رك و پوست كنده نظرش را در باره ابداع و نوآوری بیان میكند: «بازیگوشی»؛ بدون لفافه و ظاهرسازی. طبیعی هم هست كه ردیف نوازی منظم، با ذهنیتی سنتی و آنكادر شده چنین برداشتی نسبت به نوآوری داشته باشد و چه خوب كه او برخلاف رسم مالوف، نشانی غلطی هم به مخاطبانش نمیدهد، فقط میماند هدف برگزاركنندگان از اعلام نظر و رویكرد این نوازنده مطرح كه این همه قال و قیل در نوآوری را نوعی بازیگوشی میپندارد.
به هرحال، او نكاتی را هم در باره تجربیات خودش در قبال تكمیل و تكامل ساز تخصصیاش تار بیان كرد و اینكه در ساختن اولین تار محمود فرهمند (تارساز متبحر) و خرید چوب آن از كرمانشاه با وی همراه بوده است و...
و اما جمال سماواتی، یكی دیگر از سخنرانان غرای این همایش بود؛ معلوم بود كه او با دست پر و با هدف خاصی در این نشست حاضر شده است. سخن گرم او چنان با حرارت بیان شد كه یكی از حاضران بهمحض حاضر شدن روی صحنه و در اولین جملهاش، خطاب به او گفت: من نمیدانم جناب سماواتی میداند ما برای چه اینجا گرد هم آمدهایم یا نه؟!
به هرحال، فارغ از قضاوت درباره درست یا نادرست بودن نظرات و سخنان سماواتی، طرح دیدگاههای او را میتوان یكی از پرخاصیتترین اتفاقات این همایش به شمار آورد، چرا كه حرفهای او خوب یا بد، مثبت یا منفی حاوی نكاتی بود كه ذهنها و افكار را به خلجان میانداخت و بشدت از خنثی بودن فاصله داشت. او در ابتدا با اشاره به فیلسوف آلمانی هایدگر كه زبان را خانه هستی دانسته، گفت این جمله را در حوزه موسیقی میتوان چنین برگرداند كه: «ساز، خانه موسیقی است» و موسیقی كه بذات پدیدهای بیشكل است، از طریق ساز كالبد مییابد و صاحب خانه میشود و از روست كه ساز اهمیت پیدا میكند.
سماواتی كه از نوازندگان تار و سه تار بوده و نزدیك به 2 دهه در رفت و آمد به آلمان و ایران است، تجربهای در سازسازی ندارد، اما صحبتهای او نشان از مداقه و مطالعه او در این وادی داشت و البته نه در جزییات سازسازی بلكه در روشمندی و توجه به ضرورتها و نیازهای تولید ساز و لزوم توجه به انگیزههای سازسازی و همچنین انتقاد نسبت به واژه« ابداع» در ساز...
سماواتی میگفت نوآوری در ساز مصنوعی است و در ادامه و در تشریح سخنانش گفت: در تاریخ، بعضی سازها را سزارین میكنند ولی بعضی فرهنگها هستند كه این فرصت را میدهند تا سازها روند تكاملی خودشان را طی كرده و تكوین پیدا كنند؛ سازها دائما در حال تغییرند و همواره در حال دگر دیسی؛ گاه یك ساز به فاصله اندك مكانی و زمانی به مدد توسعه و پیشرفت وسایل ارتباطی، از فرهنگی به فرهنگ دیگر میرود ولی نحوه برخورد فرهنگها متفاوت است و اصل اینجاست كه ما باید بدانیم با این سازها چه كار بكنیم. در حقیقت سماواتی پیرو و طرفدار تكوین و تكامل ساز بود تا«ابداع» و او هم خیلی رك و پوست كنده ابراز كرد كه با این واژه یعنی «ابداع» مشكل دارد.
اما یكی از مهمترین بخشهای صحبت سماواتی كه واكنش تند و صریح و برخی از حاضران را در پی داشت این نكته بود كه سماواتی میگفت نباید به قول نیما بد و خوب تولیدات هنری را به قضاوت زمان (كسی كه با غربال از قفای كاروان میآید) وا نهیم؛ چرا كه اگر این كار را بكنیم ممكن است برخی تحریفات و انحرافات در جامعه هنری جا بیفتد و به نوعی فرهنگ مبدل شود. وی شاهد این آفت را بروز لحن مداحی و مرثیه خوانی در موسیقی به اصطلاح شاد و حتی پاپ دانست. این صحبتهای سماواتی بازگشایی پرونده كهنه و آشنای ممیزی است كه شاید قرنهاست در بین جوامع مختلف مفتوح است و این مقوله در ایران بیش از دیگر كشورهای توسعه یافته با فراز و فرودهای مختلفی مواجه بوده است.
اساسا ایجاد متر و معیار برای تولیدات هنری اعم از شعر، موسیقی، داستان، تئاتر، سینما و... كار ساده و آسانی نیست؛ تغییر و تنوع دیدگاهها و سلایق با توجه به نیازهای متنوع و متكثر اجتماعی و نیازهای مختلفی كه دائما در حال تغییر و تحول است عملا این نوع نگرش را با چالش جدی مواجه كرده است. اما هدف غایی سماواتی از طرح این مطلب، اشاره به كنسرت یكی از خوانندگان برجسته به اتفاق پسرش در معتبرترین تالار موسیقی در فرانسه بود كه با ساز جدیدش اجرا شده بود. او بعد از این مقدمه و البته با این تاكید كه هیچكس حق ندارد به هیچ هنرمندی انتقاد كند از این راه برو یا از این راه نرو، یا این ساز را بساز و این ساز را نساز، به این هنرمندان انتقاد و سوالش را چنین مطرح كرد كه: آیا ما مخیریم كنسرتی را در معتبرترین محل دنیا اجرا و تحت نام فرهنگ موسیقایی ایران هر ساز جدیدی را به جهان معرفی كنیم، در حالی كه هنوز آن ساز در فرهنگ ما جا نیفتاده و امتحانش را پس نداده است.
اساسا ایجاد متر و معیار برای تولیدات هنری اعم از شعر موسیقی، داستان تئاتر، سینما و... كار ساده و آسانی نیست
شاید این پرسش تا حدودی به كنسرت یكی دیگر از خوانندگان هم برمیگشت كه اخیرا با استفاده از چند ساز ابداعی ساخت خودش برنامههایی را اجرا كرده است.
در این همایش تنها سازنده سازی كه صحبت كرد آن هم نه در باره ساخت ساز و مشكلات و مسائل فنی ساز محمود فرهمند بود كه سخنانش بیشتر به مسائل و مشكلات معیشتی سازندگان ساز و نبود انگیزه برای ساختن سازهای ابداعی مربوط میشد. فرهمند گفت كه ما نباید شعار بدهیم و سازسازان را به ساخت سازهای ابداعی ترغیب كنیم كه هیچ مشتری ندارد. در جایی كه برخی سازسازان سازی را میسازند كه مشتری پر و پا قرص دارد، چرا باید به سراغ ساز ابداعی بروند كه هیچ مشتری نداشته باشد؟ مگر اینكه حمایتی از آنها صورت بگیرد كه این حمایت فعلا وجود ندارد.
رامین جزایری هم برای دقایقی سخن گفت كه بیشتر كلیاتی را در بر میگرفت.
یكی از استادان در خلال صحبتهایش به لزوم توجه به پیشرفت و تحول فناوری در ابعاد مختلف زندگی اشاره كرد و گفت: ما نمیتوانیم از همه مظاهر تمدن و صنایع امروز استفاده بكنیم ولی در مورد ساز و یا آن چیزهایی كه مد نظر خودمان است پیرو الگوهای یكصد سال پیش باشیم.
علاوه بر اشارههایی كه به سخنان مهمانان همایش در بالا شد، دیگر مهمانان از جمله جلال ذوالفنون و كیهان كلهر نیز در باره سازسازی مطالبی بیان كردند كه گزارش آنها قبلا منتشر شده است، اما این همایش به رغم اعتبار بالایی كه به خاطر حضور هنرمندان برجسته داشت و با توجه به توانمندی و ظرفیت گستردهای كه به لحاظ توجه به موضوع ابداع و نوآوری بویژه در حوزه موسیقی و ساز وجود دارد، نتوانست بدرستی از این امكانات بهرهمند شود و با بیتوجهی كامل و به علت ضعف بنیه علمی سازسازان دستاندركار و بسته بودن افق دید برگزاركنندگان بیشتر به كلی گویی، حرافی و جدل صرف شد. در یك برداشت كلی، باید گفت كه در این همایش به جای طرح مباحث فنی و تخصصی یا طرح انتقادات منطقی نسبت به ضعف سازهای ابداعی مطرح شده و... حرف اول و آخر سازسازان و دغدغه مهم آنها بیان این جمله بود كه: ما نجار نیستیم!
دكتر محمد سریر، رئیس هیاتمدیره و مدیرعامل خانه موسیقی در توضیح هدف برپایی این همایش گفته است، بعد از جشن سال گذشته خانه موسیقی انتقاداتی از سوی برخی سازسازان مطرح شد (كه بعضا بدون توجه به معیارهای نقد و بدون پشتوانه دانش و فن سازسازی و حتی بدون ادبیات مقبول و موجه مطرح میشد) و ما تصمیم گرفتیم برای طرح منطقی و ارائه نقدها و سخنان علمی و فنی، از سازسازان حرفهای و معتبر عضو خانه موسیقی بخواهیم به طور كلی درباره سازهای ابداعی اگر نقد و انتقادی دارند در این برنامه مطرح كنند.
در اینجا ضمن تقدیر از این پیشنهاد خوب و حركت سازنده، باید گفت كه متاسفانه این همایش شاید كمتر از 10 درصد به این هدف رسیده باشد، چرا كه آنچه اصلا در این همایش مطرح نشد، رسیدگی به مسائل فنی سازهای ابداعی بود.
از سوی دیگر به رغم حضور گرم و با شكوه سازسازان خوش قریحه و برپایی نمایشگاهی از سازهای ابداعی كه هر كدام از آنها با پشتوانه بسیار خوبی از دانش و فن سازسازی همراه بود، متاسفانه برنامهای برای معرفی خوب و جامع این سازها ارائه نشد؛ نه بروشور و كتابچه مناسبی كه حاوی این اطلاعات باشد و نه دعوت از سازندگان آن سازها روی صحنه برای معرفی اجمالی سازها و نه هیچ طرح دیگری.
دكتر سریر در پاسخ به این ضعفها و استفاده نكردن صحیح و اصولی از این موقعیت ایجاد شده، اظهار كرده است كه بر اساس مصوبه هیاتمدیره خانه موسیقی، مسوولیت برگزاری این همایش به كانون سازندگان ساز محول شده است. به هرحال شاید این كانون تجربه كافی برای برگزاری این همایش را به نحو مطلوب نداشته است، اما اینها مانع از پاسخگویی خانه موسیقی به انتقادات موجود نیست، چرا كه در نهایت اینگونه برنامهها به نام این نهاد با هزاران عضو، نوشته خواهد شد.
