این نوعروس مدعی است میخواهد تمام شاخههای گل را در میدانهای پایتخت به دختران جوان ببخشد و به آنها برای دقت در انتخاب همسرشان هشدار دهد.
نوعروس جوان به حدی ناراحت و آشفته بود كه حتی نمیتوانست جملههایش را به پایان برساند، آمده بود تا پس از گرفتن طلاق، مهریهاش را كه ۱۳۶۰ شاخه گل سرخ بود مطالبه كند.
برگه دادخواست مطالبه مهریه را كه به قاضی عموزادی- رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده – داد، بغض گلویش را فشرد، در حالی كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، شروع كرد به تعریف ماجرای زندگیاش و گفت: یك سال قبل با همسرم در محل كارمان آشنا شدم.
بعد از مدتی كه از آشناییمان گذشته بود، او پیشنهاد ازدواج داد و من هم كه از او خوشم آمده بود جواب مثبت دادم.
زن جوان ادامه داد: ما زندگیمان را با عشق آغاز كردیم و به همین دلیل مسائل مالی برایم اهمیتی نداشت و بنابراین با مهریه ۱۳۶۰ شاخه گل رز به عقد همسرم درآمدم.
اما روزهای شاد و رؤیایی ما تنها چند ماه دوام داشت، تا اینكه زندگیمان به تدریج تلخ و تلختر شد، هر روز بر سر مسئلهای با یكدیگر اختلاف پیدا میكردیم، بعد از مدتی اختلافمان به حدی شدید شد كه او دیگر اجازه نداد از خانه خارج شوم و هر روز صبح بعد از رفتنش به محل كار در خانه را رویم قفل میكرد، وقتی هم كه اعتراض میكردم او مرا به باد كتك میگرفت، ولی از آنجایی كه خودم این زندگی را انتخاب كرده بودم نمیتوانستم كوچكترین گلهای به خانوادهام بكنم، اما حالا دیگر تصمیمام را گرفتهام و تقاضای طلاق دارم.
نوعروس در ادامه از قاضی خواست تا به او كمك كند تا از مشكلی كه با دست خودش درست كرده است نجات یابد و گفت: آقای قاضی من علاوه بر طلاق، مهریهام را كه 1360 گل سرخ است مطالبه میكنم.
وقتی قاضی از وی پرسید كه آیا خواهان ارزش ریالی مهریهاش است یا مهریهاش را بهصورت شاخههای گل میخواهد، گفت: آقای قاضی من پول نمیخواهم، بلكه همان تعداد شاخههای گلی را كه مهریهام است میخواهم. بعد از گرفتن گلهای سرخ مهریهام، آنها را به میدانهای شهر میبرم و در بین دختران جوان توزیع میكنم و از آنها میخواهم در انتخاب همسرشان دقت كنند تا به سرنوشت من دچار نشوند.
آقای قاضی، من با عشقی كوركورانه و چشمانی بسته تن به این ازدواج دادم، به همین خاطر زندگیام به این نقطه رسیده است. همه دختران جوان باید سرنوشت آدمهایی مثل من را بشنوند تا گرفتار چنین اشتباهی نشوند.
منبع:hamshahrionline.ir
