بازيكني كه در مدت هشت سال بازي حرفه يي اش در فوتسال به هر آنچه خواسته رسيده و بدون شك كسب عنوان برترين بازيكن فوتسال آسيا در سال 2007 در حضور دايي مهمترين و احتمالاً آخرين افتخاري است كه اين بازيكن براي فوتسال ايران كسب كرده چه اينكه پس از اتفاق هايي كه در تيم ملي فوتسال در مديريت جديد كميته فوتسال فدراسيون فوتبال افتاده، بعيد است كه ديگر شمسايي جايي در بين ملي پوشان فوتسال داشته باشد. با اين حال فرمول رسيدن به اين همه افتخار توسط شمسايي در فوتسال شباهت بسيار زيادي به راه موفقيت دايي در فوتبال داشته و آن تنها تلاش است. يعني شايد اگر كس ديگري جاي شمسايي بود در همان روزهاي اول بازيگري اش فوتسال را كنار مي گذاشت. شمسايي با وجود اينكه 32 سالگي را گذرانده اما تنها هشت سال براي تيم ملي بازي كرده و اين نشان مي دهد كه ستاره بي بديل فوتسال آسيا بسيار دير به فوتسال جهان معرفي شد. شمسايي در روزهايي كه به تازگي از خدمت سربازي برگشته بود توسط برادرش به حسين شمس مربي آن روزهاي تيم ملي معرفي شد اما جوان صد كيلويي خيابان نظام آباد تنها تكنيك داشت و اصلاً هيكلش به درد فوتسال نمي خورد اما شمسايي شكست خورده از كار آزاد و فعاليت در بازار شيرآلات، تصميمش را گرفته بود. مي خواست به فوتسال برسد و از اين راه، حرفه يي پول دربياورد. در ابتدا خيلي ها او را مسخره مي كردند اما جديت او در تمرينات و عزم راسخش در فاصله يي سه ساله شمسايي را به تيم ملي رساند، امير برادر بزرگتر وحيد بزرگترين مشوق او بود؛ روزهايي كه شمسايي در سردترين روزهاي زمستان در تپه هاي داووديه تمرين آقاي گلي مي كرد و امير هم او را ترغيب مي كرد كه به تمريناتش ادامه دهد. پس از تنها سه سال شمسايي هفتاد و پنج كيلويي توانست به صورت حرفه يي به جرگه فوتساليست هاي حرفه يي ايران بپيوندد. شمسايي هميشه از آن روزها كه مجبور بود روزانه هشت تا دوازده ساعت تمرين كند به سختي ياد مي كند. رژيم غذايي سخت شمسايي از همان روزهاي ابتدايي تمرينات، جديت او را به خوبي نشان مي دهد به طوري كه از آن موقع تا به حال شمسايي طرف برنج و نوشابه نرفته و اين يكي از دلايلي است كه در اين سن و سال بدن او همچنان روي فرم است. شمسايي پس از چهار سال حضور در تيم هاي مختلف باشگاهي فصل 2004 - 2003 به لاتزيو رفت تا اولين لژيونر فوتسال ايران لقب بگيرد. عملكرد خيره كننده او در آن فصل سران باشگاه ايتاليايي را بر آن داشت كه به او پيشنهادي سنگين بدهند اما مشكلات خانوادگي شمسايي سبب شد تا بهترين گلزن آسيا به پيشنهاد باشگاه ايتاليايي پاسخ منفي بدهد. شمسايي پس از بازگشت به ايران، عملكرد چندان خوبي در ليگ برتر نداشت و اين مساله سبب شده بود كه انتقادهاي بسياري به او وارد شود. در آن روزها بسياري بر اين باور بودند كه ارتباط خوب شمسايي با صادق درودگر رئيس وقت كميته فوتسال فدراسيون فوتبال باعث دعوت شدنش به تيم ملي مي شود اما موفقيت او در كسب عنوان قهرماني رقابت هاي قهرماني آسيا در سال 2005 نشان داد كه شمسايي هنوز بهترين مهاجم فوتسال قاره است. شمسايي در سال 2006 هم با وجود از دست دادن عنوان قهرماني تيم ملي، باز هم بهترين گلزن آسيا شد. يك سال بعد شمسايي توانست در قهرماني تيم ملي در مسابقات قهرماني سال 2007 آسيا، يك بار ديگر عنوان آقاي گلي خود را در آسيا تكرار كند. در مه 2007 و در جريان پيروزي چهار بر يك ايران برابر ژاپن شمسايي مثل هميشه براي تيم ملي گلزني كرد و گل آخري كه او به ثمر رساند سيصد و شانزدهمين گل ملي او در يكصد و سومين بازي ملي اش بود؛ گلي كه او را بالاتر از مانوئل توبياس برزيلي در صدر جدول برترين گلزنان فوتسال جهان قرار داد. شمسايي در آن مسابقات به عنوان باارزش ترين بازيكن هم رسيد اما پس از اين مسابقات و با بالا كشيدن اختلاف هاي شمسايي و شمس، ديگر به تيم ملي دعوت نشد. خيلي ها دليل اين اختلاف را بي سياستي شمسايي در مصاحبه هايش مي دانند، هر چند كه بعضي ديگر رفاقت قديمي شمسايي با درودگر و اختلافات كهنه شمس با درودگر را دليل اصلي مشكلات شمسايي با شمس مي دانند. به هر حال به نظر مي رسد كسب عنوان برترين بازيكن فوتسال آسيا در سال 2007 آخرين جايزه معتبر بازيكني است كه دايي را الگوي خود قرار داده بود. اگر معتقد باشيم كه تا سال هاي سال در فوتبال ايران مهاجمي روي دست دايي نمي آيد بايد بپذيريم كه جاي شمسايي در فوتسال ايران و آسيا براي سال هاي سال پرنشدني است.
