اشتباهات كلامي(سوتي) در جريان گزارش مسابقات ورزشي در ميان گزارشگران و مجريان برنامه هاي راديو و تلويزيون
سرويس باشگاه جواني برنا 
 با جستجو در ميان  وبلاگ هاي ورزشي كه اين روزها گسترش فراواني هم پيدا كرده است / مطالب خوبي مي توان يافت .ياداوري سوتي ها و گاف هاي گزارشگران صدا و سيما موضوعي بود كه توپ بلاگ به ان پرداخت كه با هم مي خوانيم .
در جريان بازي سپاهان و ذوب آهن در جام حذفي از يكي از داوران قديمي كشور به نام عرب براقي تقدير شد. پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت: بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد عرب براقي هستيم! دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98 بود، داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت:((و اين هم سوت پايان بازي)) برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينكه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام كند سكوت كرد يك دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفيع هم بدون انكه خم به ابرو بياورد سكوت را شكست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ ميشه ))
در جام جهاني 1990، تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسكيلاچي داشت. در جريان برگزاري مسابقات هركدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ مي كردند. در يكي از بازي ها، وقتي او دروازه حريف را باز كرد بهرام شفيع گفت:
حالا اسكيلاچي ،اسكلاچي ،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد!
در يكي از بازي هاي تيم مراكش در جام جهاني 98 نام بازيكن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراكش روي صفحه تلويزيون حك شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد ((بله، نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيكن مراكش را اخراج كرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده))
در روزهايي كه دانمارك تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيكنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم مي پرسيدند، بهرام شفيع يكي ديگر از شاهكارهايش را رو كرد! مربي دانمارك دست به تعويض زد و كارگردان تلويزيوني نام بازيكن تازه وارد و بازيكن تعويضي را به همراه عبارت DENMARK روي آنتن فرستاد. شفيع اسم بازيكني كه به سمت نيمكت ذخيره ها حركت مي كرد را درست تلفظ كرد اما...(( و به جاي او دن مارك وارد زمين ميشه!))
در جريان يكي از بازيهاي پرسپوليس در فصل گذشته كه پس از افطار برگزار مي شد، مجيد خدايي كشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير كشيد عادل فردوسي پور گفت: ((اين هم مجيد خدايي كشتي گير تيم ملي فوتبال ايران))
عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوري كه مشاهده مي كنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امكان برگزاري يك بازي زيبا را از بين برده))
بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار مي شد و باز هم عباس بهروان پشت ميز گزارش نشسته بود. در دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور كناري دروازه اصابت كرد و به اوت رفت ((توي دروازه ...توي دروازه..اين گل مي تونه نويد يك بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0)) البته پانزده دقيقه بعد جهانگير كوثري كه به عنوان كارشناس در استوديو حضور داشت گفت:((البته مثل اينكه ان توپ گل نشده بود. ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز، بازي كماكان 0_0 دنبال مي شه))
اسكندر كوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يك تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب مي كرد. كار به جايي رسيد كه پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبكه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي، اشتباه گزارشگر را تصحيح كرد.
چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت: ((بدون شك الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند)) او بعدها اين واقعيت را كه در كل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان اخرين دفاعيه اش مدعي شد چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است. مثل اين مي ماند كه گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد: ((الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند))
كريم باقري بازيكن ارمينا بيله فلد پشت يك ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدك ميرزايي كه دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري مي كرد. يكي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبكه سه را روي آنتن مي فرستاد. كريم در مانيتور شماره يك ضربه را زد و گزارشگر با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد. تماشاگر تلويزيوني اما هنوز باقري را در حالي كه دست به كمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز مي كرد مي ديد. عكس العمل مزدك خيلي جالب بود: ((البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد))
اين يكي را محمد دادكان به خاطر مي آورد. قبل از اينكه رييس فدراسين فوتبال شود در يكي از برنامه هاي كارشناسي سيما با اجراي عباس بهروان شركت كرد. مجري گفت: ((شما خيلي ساكت نشستين آقاي كانداد... ببخشيد اقاي دادكان))
دوستان نزديك هنوز اورا پولي اوف صدا مي زنند! داستان از اين قرار است كه ايشان پيش از انكه اين واژه Play off سر زبان ها بيفتد لغت فارسي آن را در جايي خوانده بود و در جريان يكي از گزارش هايش گفت: ((اگر همين نتيجه حفظ شود سرنوشت در بازي پولي اوف مشخص خواهد شد.
اين يكي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه. يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يكي از جدال هاي داخلي در حالي كه از نمايش پسر يكي از كشتي گيران قديمي به وجد آمده بود، تصميم گرفت احساسش را در قالب يك بيت شعر بيان كند: ((پسر كو ندارد نشان از پدر ... نشايد كه نامش نهند آدمي!!!)) البته بسياري از كارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت ((تو بيگانه خوانش نخوانش پسر))بوده
بازي پرسپوليس و تراكتور سازي بود. تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراكتور وارد زمين شود. جواد خياباني اما ناگهان تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخكوب كرد: ((حالا غلام حسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين مي شه! )) او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي كرده.
و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايراني در زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي آسيايي دوحه مي بنديم: ((حالا، حسين رضا زاده وزنه 205 كيلو متري را بالاي سر مي برد ))اين مورد البته از راديو انتخاب شده بود به نظر شما بهترين سوتي كدام يك است؟