به غير از اينكه نوك خوب نداريم. گوش كلاسيك خوب هم نداريم كه پاس گل بدهند. از كناره‌ها تو بزنند و پنالتی بگيرند، به خدا زمان بازيگری ما علی پروين،‌ درخشان و من هر كدام از يك طرف به دروازه حريف حمله می‌كردند....
 
 
دربی كه نزدیك می‌شود نشستن پای صحبت‌های بهترین‌های این مسابقه تاریخی جالب توجه خواهد بود. بدون شك شنیدن حرف‌های فوتبالیستی كه یقیناً‌ یكی از برترین بازیكنان تاریخ فوتبال ایران و شاید بهترین مهاجم تمام این سال‌ها شناخته می‌شود، خواندنی باشد. ناصر محمدخانی نابغه چپ پای فوتبال ایران كه خودش می‌گوید:«متعلق به همان نسل سوخته دهه شصتی‌هاست» مثل تمام فوتبالیست‌های آن دوره خوش سخن و شیرین گفتار است. البته مسائلی را مطرح می‌كند كه در مقام مقایسه با وضعیت فعلی فوتبال ایران و بازیكنانش تنها آه و افسوس را نصیب فوتبالدوستان خواهد كرد.
 *آقای محمدخانی دربی نزدیك است و دوست داریم در این‌باره با شما صحبت كنیم؟
قبل از دربی باید به بازی ملوان اشاره كنم این بازی را از تلویزیون دیدم. پرسپولیس نتیجه خیلی بدی گرفت و نباید در چنین موقعیت حساسی و در تهران به ملوان می‌باخت. همیشه گفته‌اند بازی قبل از دربی برای این دو تیم بزرگ اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و برد در این مسابقه می‌تواند هر یك از آنها را در شرایط خوبی نگه دارد اما اگر این بازی با باخت همراه باشد فشار تماشاگران و مسائلی كه بعد از باخت به وجود می‌آید اوضاع تیم را به هم می‌ریزد. همیشه علی پروین به من می‌گفت ناصر باید این بازی قبل از استقلال را ببریم تا مقابل تماشاچی‌ها سرمان را بالا بگیریم. الان وضعیت پرسپولیس با این باخت از نظر روحی روانی به هم می‌ریزد و كار سخت می‌شود. استقلال بازی خودش را مساوی كرده و باز هم بازیكنان این تیم می‌توانند سرشان را بالا بگیرند. اما باخت به ملوان آن هم در زمین خودی تأثیرش را در بازی با استقلال نشان خواهد داد، می‌دانم الان بازیكنان پرسپولیس داغان هستند و استرس دارند اگر برده بودند اینطور نمی‌شد ما خودمان این درد را كشیده‌ایم و دقیقا الان می‌دانم اوضاع تیم پرسپولیس و بازیكنانش چطور است.
 *پس شما بازی‌های پرسپولیس را كماكان تعقیب می‌كنیم؟
 بله، از طریق تلویزیون می‌بینم. یك بار سه،‌ چهار سال پیش و در بازی خداحافظی عابدزاده رفتم استادیوم اما باورتان نمی‌شود هیچ چیز از بازی را ندیدم چون مردم من را شناختند و همه با من صحبت می‌كردند. وقتی شناخته شدم گفتم بیچاره شدم و تا آخر بازی نفهمیدم چه اتفاقاتی داخل زمین افتاد.
 *نمی‌خواهید باز هم به استادیوم بروید؟
 نه از طریق تلویزیون بازی‌ها را دنبال می‌كنم. اینطوری سروصدا كمتر است و راحت‌تر می‌توانم بازی را ببینم. البته ما تیم‌مان را دوست داریم و نسبت به آن تعصب داریم هر چه نباشد 12،13 سال پرسپولیسی بودیم. هم برایش بازی كردیم هم مربی‌اش بودیم. در تمام غم‌ها و شادی‌های این تیم حاضر بودیم.



*حالا به نظر شما در این دربی چه اتفاقاتی می‌افتد؟
 آقای دایی در این بازی كار سختی دارد. چرا كه از نظر روحی روانی باید تیمش را آماده این بازی كند برای این مسابقه خیلی مهم است كه تیم در شرایط روحی نسبتاً‌ خوبی باشد چرا كه در این صورت راحت می‌تواند بازی كند. اما اگر شرایط روانی مساعد نباشد فشار تماشاگر، مطبوعات و صداوسیما كار را سخت می‌كند.
*به نظر شما الان وضعیت استقلال بهتر یا پرسپولیس؟
 هر دو تیم خوب‌‌اند اما پرسپولیس یك كم سرتر است. درست است كه مقابل ملوان بد بازی كردند و باخت‌اند اما می‌توانند استقلال را شكست دهند البته استقلال هم مهره‌های خیلی خوبی دارند و تقریبا از این لحاظ در شرایط متعادلی با پرسپولیس قرار دارد.
*می‌گویند در خط حمله بازیكنان استقلال خطرناك‌ترند.
 این بازی خیلی به مهره‌ها ربطی ندارد كار گروهی مهمتر است. اینكه در دفاع شرك كنی، پوشش خوب بدهی، از حملات و ضدحملات خوب استفاده كنی و ... در بازی‌های سنگین موقعیت زیادی نصیب تیم‌ها نمی‌شود و نهایتاً‌ یكی، دو فرصت گیر هر تیم می‌آید چون جنگ میان میدان به هیچ یك از دو تیم اجازه نمی‌دهد كه خطوط تیم‌ها با هم ارتباط برقرار كنند و بازیكنان هر تیم فضاهای حمله تیم دیگر را می‌گیرد. تمام این بازی یك جنگ است و در هر چند مسابقه یكبار این بازی خوب از آب درمی‌آید.
 *بهترین خاطره از بازی مقابل استقلال چیست؟
 مربوط می‌شود به همان بازی سال 65 كه ما 3 بر صفر بردیم. من هم گل زدم و هم پنالتی گرفتم و همان سال هم قهرمان شدیم. یك بار هم یادم نمی‌آید چه سالی بود یك گل زدم و جلو افتادیم و در ادامه باید دو، سه گل دیگر هم می‌زدیم اما در دقایق پایانی گل خوردم و یك بر یك مساوی شد. آن مسابقه هم جالب و تماشایی بود و 110هزارنفر تماشاچی داشت.
 *آن زمان هم برای استقلال‌ها كری می‌خوانید؟
 نه، در آن دوره ما با بازیكنان استقلال مدام در اردوهای تیم ملی بودیم و رفیق هم به حساب می‌آمدیم. شاهین، شاهرخ، اصغر، چنگیز با این‌ها رفیق بودم درست مثل بازیكنان پرسپولیس چون در عین حال و به صورت همزمان 6،7 تا از ما و 6،7 استقلالی در اردوی تیم ملی حاضر بودیم و در مشكلات هم دست همدیگر را می‌گرفتیم.
*الان همه می‌گویند كیفیت بازیكنان فوتبال ایران نسبت به دوران شما بسیار پایین‌تر آمده فكر می‌كنی مشكل از كجاست؟
نمی‌دانم باید این درد را كارشناسان شناسایی كنند. تازه آن زمان ما این امكانات را نداشتیم و برای تیم‌هایمان مجانی بازی می‌كردیم. فقط عشق به فوتبال بود، باورتان نمی‌شود من اصلا به فكر آینده‌ام نبودم، اصلا پول جمع كردن فكر نمی‌كردم. فقط دنبال این بودم كه بروم یك بازی خوب انجام بدهم و گل بزنم. در طول سال پول‌های خیلی كمی می‌گرفتیم مثلا 5هزار تا 10هزارتومان وقتی هم قهرمان می‌شدیم، مثلا چیزی حدود 20هزارتومان می‌گرفتیم كه آن هم سالی یك بار بود و از درآمد بازی‌ها به دستمان می‌رسید.
*می‌دانی از كل دوران فوتبالتان چقدر پول درآوردید؟
هیچی،‌ ما مجانی بازی می‌كردیم. شاید آخرین پولی كه در دوران بازیگری گرفتم یك میلیون تومان بود البته در دوره مربیگری در دهه هفتاد یك مقدار پول بیشتر می‌دادند. اما در اوایل دهه شصت حقوق ما 3هزارتومان بود.
*اگر بازیكنی با كیفیت شما الان بازی می‌كرد قیمتش چقدر بود؟
نمی‌دانم. ناصر ابراهیمی هر وقت من را می‌بیند می‌گوید تو باید 10 سال دیرتر به این فوتبال می‌آمدی و در اروپا بازی می‌كردی. آلمان هم نه؛ انگلیس یا اسپانیا.
*واقعا هیچ وقت موقعیتش پیش نیامد كه به اروپا بروید؟
چرا. من و حمید درخشان با هم رفتیم آلمان اما شایعات آنقدر زیاد بود كه مجبور شدیم خیلی زود برگردیم. آن زمان كیهان هوایی در لندن چاپ می‌شد و شایعات زیادی در مورد ما نوشت. نوشتند این دو نفر در آلمان پناهنده شده‌اند و مسائلی كه الان زمان گفتنش نیست. هر دقیقه از تهران به ما زنگ می‌زدند كه برگردید، گفتنند تیم ملی با كره شمالی بازی دارد و پخش مستقیم می‌شود بیایید بازی كنید تا مردم بدانند كه برگشته‌اید. ما هم برگشتیم و در مشهد مقابل كره شمالی بازی كردیم. بازی هم از تلویزیون پخش شد و همه دیدند كه به ایران برگشتیم.
*قبول دارید اگر در آلمان می‌ماندید زندگی‌تان متحول می‌شد؟
 بله. اما نگذاشتند بمانیم در تهران جو علیه ما بود. ما رفتیم آرمینا بیلفلد اگر دو سال در بوندسلیگا بازی می‌كردیم به اندازه 50 سال فوتبال ایران و 20 سال بازی در قطر پول درمی‌آوردیم آن زمان هم قراردادهای آلمان حرفه‌ای بود و برای بازیكنان 3،4 و 5 میلیون مارك می‌دادند.
*پس كلاً‌ فوتبالیست بدشانسی بودید؟
 واقعا شانس نداشتیم. ما دهه شصتی‌ها نسل سوخته به حساب می‌آییم. خب دهه جنگ بود و مشكلات زیادی وجود داشت. صدام پدرسوخته با حمله به ایران تمام عمرم را نابود كرد اگر جنگ نبود ما قراردادهای بهتری می‌بستیم و وضعیت زندگی‌مان بهتر می‌شد.
*خیلی‌ها معتقدند شما بهترین مهاجم فوتبال ایران هستید؟
 نه بابا. از ما بهتر هم خیلی‌ها بودند.
*مثلا چه كسی؟
 مثلا همین آقای دایی.
 * دیگر چه؟ آیا مهاجمان خوبی بعد از شما معرفی شدند؟
 چند سال پیش بود كه من را به عنوان مهاجم در همین روزنامه‌ها انتخاب كردند كه واقعا نظر لطف‌شان بود. از همه آنها ممنونم.
*قبول دارید فوتبال ایران با كمبود مهاجم تراز اول مواجه است؟
 بله، به غیر از اینكه نوك خوب نداریم. گوش كلاسیك خوب هم نداریم كه پاس گل بدهند. از كناره‌ها تو بزنند و پنالتی بگیرند، به خدا زمان بازیگری ما علی پروین،‌ درخشان و من هر كدام از یك طرف به دروازه حریف حمله می‌كردند. نمی‌گذاشتیم تماشاگر یك لحظه سرجایش بنشینند،‌ مدام بلندشان می‌كردیم آنقدر در 20 دقیقه اول فشار می‌آوردیم كه هیچ كس فرصت نشستن پیدا نمی‌كرد و همهمه عجیبی در ورزشگاه به راه بود.
 *جالب است بعضی قدیمی‌ها می‌گویند با وجود علمی شدن فوتبال امروز، فوتبال زمان شما سریع‌تر و دیدنی‌تر بود.
درست است كه الان از نظر كیفی فوتبال بهتر شده و تاكتیك‌های جدید و سیستم‌های نوین آمده اما مثلا بازی تركیبی آن موقع هم بود. یك زمان من، حمید و عباد با هم پاسكاری می‌كردیم و حركت در نهایت یك حمله می‌شد. این همین كار تركیبی بود فقط اسم‌ها عوض شده الان مثلا سیستم‌های 1ـ3ـ2ـ4 یا سیستم‌های پیچیده‌تری آمده اما ما همان زمان با سیستم‌های خودمان نتیجه می‌گرفتیم. در شهرستان 2ـ4ـ4 و در تهران 3ـ3ـ4.
 *بهترین‌ گل‌های ملی و باشگاهی‌تان كدام بود؟ اصلا می‌دانید چند گل برای پرسپولیس زده‌اید؟
 دقیقا نمی‌دانم، تعدادش را نشمرده‌ام. از سال 60 تا 72 دوازده سال برای پرسپولیس بازی كردم و در فینال باشگاه‌های تهران سال 65 به شاهین یك ضربه كاشته قشنگ زدم. در تیم ملی هم به چین و ژاپن دو كاشته خوب را گل كردم.
*عجیب بود كه هم با حركات انفرادی، ضربات سر،‌ ضربه ایستگاهی و شوت گل می‌زدید.
 دیگر همه‌اش شانسی بود. آنهایی كه با پا می‌زدیم از پایمان در می‌رفت و ضربات سر به سرمان می‌خورد و می‌رفت داخل گل.
 *برای زدن ضربات ایستگاهی تمرین اختصاصی داشتید؟
 بله، ما در باشگاه‌هایمان كار می‌كردیم. سال 50،51 كه من در بانك ملی بودم آقای نایب رویین دل مربی‌مان بود و همیشه ما را مقابل گلرها می‌گذاشت، موقعیت‌های تك به تك را تمرین می‌كردیم و ضربات ایستگاهی می‌زدیم. متأسفانه الان فوتبال ما برای هیچ پستی تمرین اختصاصی گذاشته نمی‌شود و این هم یكی از مشكلات پایین آمدند كیفیت بازی بازیكنان است.
*شما كه اینقدر به مسائل فنی آگاهید، چرا دوباره مربیگری نمی‌كنید؟
 فعلا شرایط روحی‌ام خوب نیست. شاید اگر بهتر شدم دوباره مربیگری را پی گرفتم. فعلا كار آزاد دارم در یك مغازه نقلی در چهارراه استانبول كار پوشاك انجام می‌دهم.
*اما بعضی از هم دوره‌ای‌های شما مشكلات مالی زیادی دارند و از اینكه به آنها توجه نمی‌شود ناراحتند.
 به هر حال باید به همه آنها رسیدگی شود. آنها عمرشان را برای فوتبال گذاشتند الان یك بازیكن جوان برای یك سال فوتبال 400،500 میلیون تومان پول می‌گیرد اما خیلی از آنها در 15 سال بازی 5 میلیون هم گیرشان نیامده، این عدالت نیست. باید به مشكلات این‌ها رسیدگی شود چون از این وضعیت عذاب می‌كشند.
*به نظر می‌رسد حضور شما در قطر وضعیت مالی‌تان را بهتر از برخی از هم دوره‌هایتان كرد.
 بله،‌همان چند سال كه من در قطر بودم باعث شد كه وضع مالی‌ام خوب شود. با این حال باید به افرادی برای فوتبال زحمت كشیده‌اند حتما رسیدگی شود، ما بودیم كه پرسپولیس را نگه داشتیم تا فوتبال به الانی‌ها برسد آن زمان نه باشگاه داشتیم، نه زمین، نه امكانات. صندوق عقب یك تاكسی كه مال تداركاتچی تیم بود همه چیز تیم ما به حساب می‌آمد؛ هم توپ، وسایل تمرین لباس‌ها، دفتر و دستك و هم چیزمان آنجا بود ما اینطوری فوتبال را نگه داشتیم.
*حتما برنامه نود هفته قبل را دیده‌اید.
بله، آنها به عشق مردم فوتبال بازی كردند اما الان نباید به این سختی زندگی كنند. آنها عمر و جوانی‌شان را برای فوتبال گذاشتند آن زمان جنگ بود باید چكار می‌كردند. الان باید برای آنها جبران كنند آن عشق باید یك طور جبران شود.
*شما گفتید مربی هستید مدركتان چیست؟
 من مدرك A آسیا دارم. اتفاقا جزو اولین سری كسانی بودم كه 10،12 سال پیش این مدرك را گرفتم. ما یك ماه در ورزشگاه آزادی و زیرنظر سوبراما نیام مالزیایی كه خودش مسئول آموزش ای اف سی بود كلاس تئوری و عملی دیدیم. آن زمان محصص و معینی نمی‌توانستند مدرك a بدهند آنها بی یو سی می‌دادند و بعد یك دوره گذراندن تا بتوانند به مربیان ایرانی مدرك A بدهند.
*حتما به خاطر آن اتفاقی كه برای همسرتان افتاد برایتان سخت بود كه فوتبال برگردید؟
بله، دیگر این اتفاق دل و دماغ كار كردن را از ما گرفت، عیبی ندارد حتما قسمت‌مان همین است. توكل‌مان به خداست و هر چه او بخواهد همان می‌شود ما از فردای خودمان خبر نداریم. شاید یك روزی تیمی من را خواست ما هم رفتیم آنجا تا مربیگری كنیم.
*چند سال مربی بودی؟
من كمك علی آقا بودم. از سال 72 تا 81. به غیر از ایشان با متك كوویچ و استانكو هم كار كردم.
*ممكن است روزی سرمربی پرسپولیس شوید؟
 نمی‌دانم قسمت هر چه باشد همان می‌شود.
 *می‌گویند تیم بزرگ باید فرد بزرگی را بالای سرش ببیند؟
 نه بابا، ما كوچك همه هستیم خاك زیرپای همه‌ایم و هیچ توقعی نداریم. *از اینكه باشگاه پرسپولیس به شما و پیشكسوتان دیگر اهمیت نمی‌دهد ناراحت نیستید؟ نه مشكلی نیست. هر كسی برای خودش مشكلاتی دارد ما هم توقع زیادی نداریم، همین كه روزنامه‌نگارها زنگ بزنند دیگر توقعی نداریم.
*هنوز هم فوتبال بازی می‌كنید؟
 بله، در مسابقات پیشكسوتان بازی می‌كنم. اتفاقا امروز هم بازی داشتیم اما چون سرما خورده بودم نرفتم،‌ اتفاقاً‌ شرایطم هم بد نیست و به آن صورت چاق نشده‌ام كمی تمرین داریم و با تیم احساس شهرری تیم بچه محل‌هایمان بازی می‌كنیم.
*آقای محمدخانی ما هر روز غصه این را می‌خوریم كه چرا یك فوتبالیست امروز با نیمی از توانایی‌های شما هم پیدا نمی‌شود.
 عیب ندارد، این‌ها هم با تجربه می‌شوند و وقتی پخته شدند فوتبال ایران را سربلند می‌كنند.
 *برای دربی یا بازی‌های بعدی پرسپولیس به استادیوم نمی‌آیید؟
چرا می‌روم اما زمانش معلوم نیست. ولی در خانه راحت‌ترم اما اگر جای خوب باشد به استادیوم هم می‌روم شاید بیایم و جای خبرنگارها بنشینم آنجا سروصدا كمتر است و راحت‌تر می‌شود بازی را دید.
 *راستی با هم دوره‌ای‌های خودتان در پرسپولیس ارتباط دارید؟
بله، اكثراً‌ بچه‌ها را می‌بینم یا با هم حرف می‌زنیم. حمید، پنجی، مایلی، ضیا و مجتبی محرمی را كما بیش می‌بینم و با هم ارتباط داریم.
*و حرف آخر؟
 همین كه در مورد پیشكسوتان و بازیكنان هم نسل من اشاره كردی خوب بود. آنها عمرشان را گذاشتند برای این فوتبال و حالا خوب است كه به زندگی آنها رسیدگی شود.


 
 
 
گردآوری : گروه ورزش سیمرغ 
www.seemorgh.com/sport 
منبع: goal.com