بچههای دهه شصت مدتهاست تبدیل به واژهای آشنا برای ما شده است. برای نسلهای پیشین این واژه ترس و هراس با خود به همراه میآورد. اما برای هم نسلیها همراه با لذت جوانی است. رمان «این جا؛ نرسیده به پل...» با به تصویر کشیدن زندگی سه دختر جوان...
او که هوادار برابری اجتماعی و آموزشی برای زنان بود در سال 1792 میلادی کتابی به نام «احقاق حقوق زنان» منتشر کرد که از متون کلاسیک فمینیستی محسوب میشود.
کشور آذربایجان در پی ثبت «ساز تار» در یونسکو به نام خود در صدد است تا حکیم نظامی گنجوی که اصلیتی ایرانی دارد و همه آثارش به زبان فارسی و افتخارش سرایش داستانهای تاریخی ایرانی است را نیز به نام خود در مجامع علمی فرهنگی معرفی نماید!
نویسنده با قلم زنانه خود در زمینههای مختلف ظرافتی ویژه را به کار برده و حتی میتوان گفت در «همین جا کنار من» با داستانهایی مارکدار و زنانه سرکارداریم ولی این مسئله به کلیت مجموعه داستان لطمهایی وارد نمیکند و آنجا که لازم بوده، به خوبی از عهده پرداختن به روحیات شخصیت های مرد برآمده.
اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری شاعر معاصر کاشانی است که به این بهانه به سراغ سرورایت از این شاعر و نقاش رفتهایم که راویانشان همشهری های او هستند.
او عمیقا معتقد بود باید تجربه هاو اشتباهات همگان را در جامعه منتشر کرد تا تکرار نشوند. وی به سالخوردگان اندرز داده است که تجربه زندگی را باخود به گور نبرند آن را بازگو کنند تا نسل بعد از آنان بتواند راه و چاه را تشخیص دهد که نیاموختن گناهی است بزرگ.
محمدرضا شفیعی کدکنی در بیان چگونگی آشناییاش با شعر، از خریدن دیوان شعر فرخی یزدی بهجای فرخی سیستانی میگوید. او همچنین میگوید که مدرسه نرفته و یکراست به دانشگاه رفته است...
«در این رمان سه زن در زندگی مرد داستان حضور دارند و هر کدام از این زنها چهرهای از شخصیت زن را در زندگی مرد نمایندگی میکنند؛ یکی چهره مادر، دیگری چهره همسر و یکی دیگر در نقش عشق مرد هستند.»